مداد سفید

مداد رنگیها مشغول بودند به جز مداد سفید که هیچکس به او کار نمیداد همه میگفتند تو به هیچ دردی نمیخوری
یک شب که مداد رنگیها تو سیاهی شب گم شده بودند مداد سفید تا صبح کار کرد ماه کشید ،مهتاب کشید
و اونقدر ستاره کشید که کوچیک و کوچیکتر شدصبح توی جعبه مداد رنگی جای خالی اون با هیچ رنگی پر نشد

/ 0 نظر / 21 بازدید